خرید بک لینک
دیروز .نیروهای کمکی را فرسنادم خانه هایشان .برای جبران اعتماد به نفس از کف داده به ننهایی نیاز مبرم داشتم .باید بتوانم کارهای شخصی را انجام دهم .برای سلامتی هم عدم وابستگی به غیر مهم است . راسنی دیشب حدود ساعت هفت .در تنهایی مقابل تلویزیون نشسته بودم .احساس کردم در خانه بوی گل پیچید .زنگ را زدند .ناگهان غافلگیرانه با یک سبد بزرگ از گلهای رنگارنگ و زیبا مواجه شدم .همراه یک کارت ... از طرف فرزندانم .همسرانشان و فرزندانشان ...اورنده گذاشت روی دسنانم .همراه یک

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

مطمینا می توان دوره هشت ساله ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد را دنیای تاریک ایران نام برد .همه چیز بر مبنای یک دروغ بزرگ شکل گرفت .!چگونه !! همسر سابق که تا ان زمان نوعا در عرصه های هنری مثل موسیقی ، تیاتر و .سینما فعالیت داشت به این خروجی رسید .رسما و عملا دنیای سیاست را هم‌تجربه نماید .اوایل سال ۱۳۸۴ یا اواخر ۱۳۸۳ بود . یک شب لباس رسمی پوشید .از خانه عازم صدا و سیما شد ....گفت ....در جلسات هنرمندان مسلمان که در میدان انقلاب هفته ای یک بار به عنوان استاد

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

عاقبت چند ریش سفید دور احمدی نژاد را گرفتند ، از او خواستند از این سفره پهن شده لقمه کوچکی را به حامی دیروزش اختصاص دهد .تا یک نوع قدردانی باشد ..عاقبت منصب دقیقا تشریفاتی و بی خاصیت .به او طی حکمی اعطا گردید . این شد تفکیکی انجام شد .مشاور رسانه ای و مشاور مطبوعاتی .....دو پست گردید .میان جوانفکر و کلهر تقسیم شد .در عمل جوانفکر همه کاره بود .مشاور رسانه ای پوششی بود به عنوان حق السکوت به کلهر ...که دست از منت گذاری هایش بردارد .

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

امروز بعد از مدتها دوری و کار اجباری با گوشی .مقابل لب تاب نشستم .....به سال 1387 رسیدیم ....اقرار کلهر مبنی بر مراوده با یک زن و اطلاع به من .... آن روز چهره اش خیلی مستاصل و بدبخت بود .دستانم را گرفت .اشک به چشم آورد و گفت .......بیا با این زن بساز ..اینجا یک اطاق برای ما تدارک ببین .با هم خوب باشید و زندگی کنیم .زن تحصیلکرده و با شعوری است ...با دست او را پس زدم ....گفتم .....یک کاری کردی شهامت داشته باش پای آن بایست ...دوره هوو داری از من گذشته ..مرا

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

جنگ پنهانی گروه مشابی با کلهر سال 88 با انتخاب مجدد احمدی نژاد به اوج خود رسید .....کلهر از جانب زن خیالش آسوده بود که چوب رسوایی علیه او بلند نخواهد کرد ...یکجانشین شده و سرش گرم نوزاد تازه الورود ...حق داشت ابتدای انقلاب موسوی تبریزی دادستان وقت را دیده بود که یک روز صبح رقصنده زمان شاه، چگونه مقابل دادستانی حیثیت دادستان وقت را به باد داد و او را متهم به سو استفاده جنسی نمود ...یا همین عطا مهاجرانی وزیر ارشاد وقت که با وجود تاهل دو فرزند از از دو زن

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

حاج میرزا عبدالعلی تهرانی (شهید کلهری ) از روحانیون سرشناس تهران در دهه های 30 و 40 شمسی بود . مادرش زنی از ایل کلهر . پدر شیخ شهید مشروطه .او بود و یک خواهر که پدر از دنیا رفت .....ازدواج نخست عبدالعلی جوان با یکی از اقوام بزرگ علوی نویسنده بود ..که با وجود یک دختر.( فاطمه ) پایدار نماند ..سپس با دختر شیخ دانایی از روحانیون قزوین وصلت و صاحب هشت فرزند گردید ......مرتضا ...مجنبی ....جواد ...مهدی...و چهار دختر ...زکیه ..منیره ..مهدیه .و بدریه .....از این

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

نمی دانم ! کدام شیر پاک خورده ای در مغز کلهر چپانده بود یا استنباط خودش بود .مبنی بر اینکه .......با تهیه یک طلاق نامه شرعی روی یک برگه کاغذ معمولی و گذاشتن روی میز دادگاه خانواده ...قاضی مجبور می شود طلاق قانونی را جاری . اسامی زوج و زوجه را از شناسنامه های دو طرف پاک نماید !! اینگونه بود که کلهر نزد روحانیون خانواده و غیر رفته ...دو شاهد که از ملزومات طلاق است پیدا ..برای من چندین طلاقنامه شرعی تهیه نمود ..هرچقدر هم قاضی اذعان داشت ...ابتدا قانونی بعد

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

هفته قبل قرار بود برادرزاده جوانم بیاید ...هرچه انتظار کشیدم خبری نشد .!...تماس گرفتم ...صدایش سخت می لرزید گفت ......ببخشید از اینکه بدقولی کردم ..در مترو حین بازگشت از کار بودم ...ناگهان یک زن با ماسک مشکی به من حمله ور شد به قصد سرقت گردنبند طلا ...مقاومت نمودم ..صورت و گردنم را کبود و زخمی نمود ...موفق شد و فرار کرد .......پرسیدم ....درمترو مسافری به کمکت نیامد ! .....گفت ....متاسفانه ...مردم فقط نگاه کردند ....با فریاد ها ی کمک خواهی هایم پلیس مترو

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

همواره به مباحث روانشناختی علاقمند بودم ...حدود یک سالی به طور مرتب مقاله برای صفحه اجتماعی روزنامه همشهری ارسال می نمودم .فکر کنم حاصلش سی مقاله در باب مسایل اجتماعی و روانشناسی بود . اگرچه سعی داشتم همان زمان ارتباطم .شامل تحقیق و مقاله نویسی در مورد سیاست خارجی و گاها سیاست داخلی را حفظ نمایم .....در چهاردهمین جشنواره مطبوعات مقاله ام در رابطه با ...ژیوپلیتیک دریای خزر... بعد از مرحوم دعایی مقام دوم کشوری را اخذ نمود ..با این وجود از اشتیاقم به مباحث

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

....رنگ پول ...

ازاین دوازده شبی که در بیمارستان بستری بودم ..یک خاطره فراموشم نمی شود ......بعد از اینکه دو شب را در آی سی یو گذراندم مرا به بخش منتقل نمودند .به یک اطاق دوتخته .....همجوار خانمی مسن که عمل کتف داشت با لهجه غلیظ آذری ...دخترش می گفت این پنجمین بار است دست او را جراحی می کنیم ..هر بار سر خودش بلا می آورد ! کلی هم از روحیه دیکتاتور مابانه مادر گله مند که همه خانواده را به خدمت خودش گرفته و می گوید ...وظیفه تان است .....

برچسب: نویسنده: یگانه سلطانی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:05

صفحه بندی